- انتخاب هوشمند سفر و تفریح
- صبح جمعه با گوشه؛ هیچ آینهٔ درخشانی در کار نیست
- صبح جمعه با گوشه؛ آهنگهای شاد برای اهلش
- صبح جمعه با گوشه؛ جَز، مناسب برای جنایت در آشپزخانه
- صبح جمعه با گوشه؛ وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
- صبح جمعه با گوشه؛ من ندانم با که گویم شرح درد
- صبح جمعه با گوشه؛ چون از تاریکی به روشنایی آمدم، به تاریکی باز نروم
- صبح جمعه با گوشه؛ در اُمیدم کسی با تو شریک نیست
- صبح جمعه با گوشه؛ هنوز حسرت پیراهن تو در تن من است
- صبح جمعه با گوشهٔ گذشته؛ پذیرایی خُشک و خالی

موسیقی ایرانی، همراه نزدیک شعر فارسی، پیامهای نهفته در غزل و حماسه را در میان مردم عادی میپراکند و از آنجا که ابزاری سایل بود، توانست بسیاری از نو وب دونی...
در دویستوهفتادویکمین شماره از صبح جمعه با گوشه، شعرهایی از نیما یوشیج بشنویم؛ او خودش را شبیه به رودخانهای توصیف میکرد که از هر کجای آن لازم باشد، بدون سروصدا میتوان آب برداشت.
من به تن دردم نی وب دونی...
با حکایتی درباره حبس بزرگمهر حکیم در دربار انوشیروان و راز و رمزش در تحمل دو سال ظلم، گرسنگی و شکنجه در زندان، موسیقیهایی بشنویم در دویستوهفتادودومین صبح جمعه با گوشه….
چنان خواندم که بزرجمهر (بزرگ وب دونی...
کسی در رادیو یکی از دعاهای صحیفه سجادیه را میخواند و لابهلا، شرح و تفسیرهای خودش را از اخبار و اتفاقهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز به دعایی که میخواند، وصل میکرد.
وقتى با من (خدا) مناجات و دعا وب دونی...